تبلیغات
معارف اسلامی - داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (3)
تاریخ : چهارشنبه 13 بهمن 1389 | 01:28 ق.ظ | نویسنده : امیرحسین شعیبی
جاوا اسکریپت داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (3)



داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (37
داستانهای کوتاه از پیامبر اکرم (ص) (3)






شكستى مغرورانه در برابر قرآن

در ایامى كه حمزه، اسلام آورده بود سراسر محفل قریش را غم و اندوه فرا گرفته بود و سران بیم آن را داشتند كه دامنه اسلام بیش از این توسعه یابد. در آن میان عتبه (از بزرگان قریش) گفت: من به سوى محمّد مى‏روم و مطالبى را پیشنهاد مى‏كنم. شاید او یكى از آنها را بپذیرد و دست از این آیین جدید بردارد. سران جمعیت نظر وى را تصویب كردند و پس او برخاست و به سوى پیامبر كه در مسجد نشسته بود آمد و او را با جمله‏هایى ستود، امورى از قبیل ثروت و ریاست و طبابت پیشنهاد نمود. هنگامى كه سخنان او پایان یافت پیامبر فرمود آیا سخنان تو خاتمه پذیرفته؟ عرض كرد: بلى. پیامبر فرمود: این آیات را گوش ده كه پاسخ پرسشهاى توست:
حم (41فصّلت/1) حم [حا. میم].
تَنْزیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ (41فصّلت/2[ )كتابى است] فروفرستاده از جانب [خداوند] رحمان رحیم.
كِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ (41فصّلت/3) كتابى است كه آیاتش به شیوایى بیان شده است، قرآنى عربى براى اهل معرفت.
بَشیراً وَ نَذیراً فَأَعْرَضَ أكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ (41فصّلت/4) كه مژده‏آور و هشداردهنده است، ولى بیشترینه آنان روى‏گردان شدند كه به گوش [دل] نمى‏شنوند.
به نام رحمان و رحیم، حاء میم اینكه از جانب خداى بخشنده و مهربان نازل گردیده كتابیست كه آیه‏هاى آن براى گروهى كه دانا هستند توضیح داده شده است قرآنى است عربى بشارت دهنده و ترساننده است اما بیشتر آنها روى گردانیده‏اند و گوش نمى‏دهند.
پیامبر آیاتى چند از این سوره خواند وقتى به آیه سى و هفتم رسید، سجده كرد پس از سجده رو به عتبه كرد و فرمود: اى »اباولید« پیام خدا را شنیدى؟ عتبه به قدرى محسور و مجذوب كلام خدا شده بود كه دستهاى خود را پشت سرنهاده و بر آنها تكیه زد مدتى به همین حالت بروى پیامبر نظاره نمود، گویا قدرت سخن گفتن از او سلب شده است، پس از جاى خود برخاست و راه قریش را پیش گرفت. سران قریش از پیش از وضع و قیافه او احساس كردند كه وى تحت تاثیر كلام محمّد قرار گرفته و با حالت انكسار توأم با شكستگى باز گشته است. تمام دیدگان به صورت عتبه دوخته شده بود. همگى گفتند: چه واقعه‏اى رخ داده است؟
گفت: به خدا سوگند كلامى از محمّد شنیدم كه تاكنون از كسى نشنیده بودم »و اللَّه ما هو بالشعر و لا بالسحر و لا بالكهانة«. به خدا سوگند نه شعر است و نه سحر و نه كهانت. من چنین صلاح مى‏بینم كه او را رها كنیم تا در میان قبایل تبلیغ كند هرگاه پیروز گردد و ملك و ریاست و سلطنتى به دست آرد از افتخارات شما محسوب مى‏گردد و شما را نیز در آن حظّى است و اگر در آن میان مغلوب گردد دیگران او را كشته‏اند و شما را نیز راحت نموده‏اند. قریش سخن و رأى عتبه را به باد مسخره گرفتند و گفتند: مسحور كلام محمّد واقع شده است. 1

مانند قرآن دعا كنید

رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله به عیادت بیمارى آمدند و از او احوالپرسى كرده و فرمودند: جریان بیمارى تو چیست؟ عرض كرد: شما نماز مغرب را براى ما خواندید و در نماز سوره قارعه را قرائت فرمودید پس از آن من گفتم بار خدایا اگر براى من در نزد تو گناهى است كه مى‏خواهى مرا به خاطر آن در آخرت عذاب كنى آن عذاب را زودتر در این جهان پیش آور و به آخرت نینداز.
با گفتن این جمله به حال بیمارى و ناراحتى افتادم و به این حالت در آمدم و این چنین كه مى‏بینید شدم. رسول اكرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: بد چیزى گفتى چرا نگفتى:
وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِى اْلآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ (2بقره/201) و از ایشان كسانى هستند كه مى‏گویند پروردگارا به ما در دنیا بهره نیك و در آخرت هم بهره نیك عطا فرما و ما را از عذاب دوزخ در امان بدار.
پروردگارا عطا كن بما در دنیا حسنه و در آخرت حسنه و خوبى را و ما را از آتش نگهدارى فرما.
آنگاه پیامبر براى او دعا كردند و آن جوان مریض، بهبودى یافت.2


طبقه بندی: پیامبر(ص)،