تبلیغات
معارف اسلامی - احترام به افكار عمومى
تاریخ : شنبه 2 آبان 1388 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : امیرحسین شعیبی

احترام به افكار عمومى

رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در موضوعاتى كه به وسیله وحى و نصِّ قرآن، حكم آن معیّن شده بود، اعمّ از عبادت و معاملات، چه براى خود و دیگران، حقِّ مداخله قائل نبود و این دسته از احكام را بدون چون و چرا به اجرا در مىآورد; زیرا تخلّف از آن احكام، كفر به خداست: «وَمَنْ لَمْ یَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَاؤُلئِكَ هُمُ الْكافِروُنَ»; «و كسانى كه به آنچه خدا فرو فرستاده داورى نكرده اند ، آنان خود كفر پیشه گانند .»امّا در موضوعات مربوط به كار و زندگى، اگر جنبه فردى داشت و در عین حال یك امر مباح و مشروع بود، افراد، استقلال رأى و آزادى عمل داشتند.
كسى حقّ مداخله در كارهاى خصوصى دیگرى را نداشت، و هر گاه مربوط به جامعه بود حقّ اظهار رأى را براى همه محفوظ مىدانست و با این كه فكر سیّال و هوش سرشارش در تشخیص مصالح امور بر همگان برترى داشت، هرگز به تحكّم و استبدادِ رأى رفتار نمىكرد و به افكار مردم بى اعتنایى نمىنمود.
نظر مشورتى دیگران رامورد مطالعه و توجّه قرار مىداد و دستور قرآن مجید را عم تأیید نموده و مىخواست مسلمین این سنّت را نصب العین خود قرار دهند.
در جنگ بدر در سه مرحله، اصحاب خود را به مشاوره دعوت نموده و فرمود نظر خودتان را ابراز كنید.
اوّل درباره این كه اصحاب با قریش بجنگند و یا آنها را به حال خود ترك كرده و به مدینه مراجعت كنند.
همگى جنگ را ترجیح دادند و آن حضرت تصویب فرمود.
دوم محّل اردوگاه را به معرض مشورت گذارد كه نظر حباب بن منذر مورد تأیید واقع شد.
سوم در خصوص این كه با امراى جنگ چه رفتارى شود به شور پرداخت.
بعضى كشتن آنها را ترجیح دادند و برخى تصویب نمودند آنها را در مقابل فدیه آزاد نمایند و رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)با گروه دوم موافقت كرد.
در جنگ اُحد روش مبارزه را در معرض شور قرار داد كه آیا در داخل شهر بمانند و به استحكامات دفاعى بپردازند و یا در بیرون شهر اردو بزنند و جلوى هجوم دشمن را بگیرند، كه شقّ دوم تصویب شد.
در جنگ احزاب، شورایى تشكیل داد كه در خارج مدینه آرایش جنگى بگیرند و یا در داخل شهر به دفاع بپردازند.
پس از تبادل نظر بر این شدند كه كوه سلع را تكیه گاه قرار داده و در پیشاپیش جبهه جنگ، خندق حفر كنند و مانع هجوم دشمن گردند.
در غزوه تبوك امپراطور روم از نزدیك شدن مجاهدان اسلام به سر حدّ سوریه به هراس افتاده بود و چون به لشكر خود اعتماد نداشت به جنگ اقدام نمىكرد.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به مشورت پرداخت كه آیا پیشروى كند و یا به مدینه برگردند كه بنا به پیشنهاد اصحاب، مراجعت را ترجیح داد.
چنان كه مىدانیم همه مسلمانان به عصمت و مصونیّت او از خطا و گناه، ایمان داشتند و عمل او را سزاوار اعتراض نمىدانستند، ولى در عین حال، رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)انتقاد اشخاص را ـ اگر چه انتقاد بى مورد ـ با سعه صدر تلقّى مىنمود و مردم را در تنگناى خفقان و اختناق نمىگذاشت و با كمال ملایمت با جواب قانع كننده، انتقاد كننده را به اشتباه خود واقف مىكرد.
او به این اصل طبیعى اذعان داشت كه آفریدگار مهربان، وسیله فكر كردن و سنجیدن و انتقاد را به همه انسانها عنایت كرده و آن را مختصّ به صاحبان نفوذ و قدرت ننموده است.
پس چگونه مىتوان حقّ سخن گفتن و خرده گرفتن را از مردم سلب نمود؟ آن حضرت به ویژه دستور فرموده است كه هر گاه زمامداران، كارى بر خلاف قانون عدل مرتكب شدند، مردم در مقام انكار و اعتراض بر آیند.
رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به لشكرى از مسلمانان مأموریت جنگى داد و شخصى را از انصار به فرماندهى آنها نصب كرد.
فرمانده در میان راه بر سر موضوعى بر آنها خشمگین شد و دستور داد هیزم فراوانى جمع كنند و آتش بیفروزند.
همین كه آتش برافروخته شد گفت: آیا رسول خدا به شما تأكید نكرده است كه از اوامر من اطاعت كنید؟ گفتند: بلى.
گفت: فرمان مىدهم خود را در این آتش بیندازید.
آنها امتناع كردند.
رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از این ماجرا مستحضر شد فرمود: «اگر اطاعت مىكردند براى همیشه در آتش مىسوختند! اطاعت در موردى است كه زمامداران مطابق قانون دستورى بدهند.»در غزوه حنین كه سهمى از غنائم را به اقتضاى مصلحت به نو مسلمانان اختصاص داد، سعد بن عباده و جمعى از انصار كه از پیشقدمان و مجاهدان بودند زبان به اعتراض گشودند كه چرا آنها را بر ما ترجیح دادى؟ فرمود: همگى معترضین در یك جا گِرد آیند، آن گاه به سخن پرداخت و با بیانى شیوا و دلنشین آنها را به موجبات كار، آگاه نمود، به طورى كه همگى به گریه افتادند و پوزش خواستند.
همچنین در این واقعه، مردى از قبیله بنى تمیم به نام حُرقوص (كه بعدها از سردمداران خوارج نهروان شد) اعتراض كرده، بالحن تشدّد گفت: به عدالت رفتار كن! عمر بن خطاب از گستاخى او برآشفت و گفت: اجازه بدهید هم اكنون گردنش را بزنم! فرمود: نه، او را به حال خودش بگذار و رو به سوى او كرده و با خونسردى فرمود: «اگر من به عدالت رفتار نكنم چه كسى رفتار خواهد كرد؟»در صلح حدیبیّه عمربن خطّاب در خصوص معاهده آن حضرت با قریش انتقاد مىنمود كه چرا با شرایط غیر متساوى پیمان مىبندد؟ رسول اكرم با منطق و دلیل، نه با خشونت، او را قانع كرد.
رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) با این روش خود، عدل و رحمت را به هم آمیخته بود و راه و رسم حكومت را به فرمانروایان دنیا مىآموخت تا بدانند كه منزلت آنها در جوامع بشرى مقام و مرتبه پدر مهربان و خردمند است نه مرتبه مالك الرّقابى! و مىباید همه جا صلاح امر زیر دستان را در نظر بگیرند نه اینكه هوس هاى خودشان را بر آنها تحمیل نمایند.
مىفرمود: «من به رعایت مصلحت مردم از خود آنها نسبت به خودشان اولى و شایسته ترم و قرآن كریم مقام و منزلت مرا معرّفى كرده است أَلنَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ پس هر كس از شما از دنیا برود چنانچه مالى از خود بجا گذاشته، متعلّق به ورثه اوست و هر گاه وامى داشته باشد و یا خانواده مستمند و بى پناهى از او بازمانده باشد دَیْنِ او بر ذمّه من و سرپرستى و كفالت خانواده اش بر عهده من است.»آرى، این است سیماى صمیمى و چهره تابناك پیامبر بزرگوار اسلام، و چنین است سیره عملى آن حضرت.
او كسى است كه اخلاق انسانى و ملكات عالیه را در زمانى كوتاه آن چنان در دل مسلمین گسترش داد كه از هیچ، همه چیز را ساخت! او با رفتار و كردارش گردن كشان عرب را به تواضع، و زورگویان را به رأفت، و تفرقه افكنان را به یگانگى، و كافران را به ایمان، و بت پرستان را به توحید، و بى پروایان را به پاكدامنى، و كینه توزان را به بخشایش، و بیكاران را به كار و كوشش، و درشتگویان و درشتخویان را به نرمخویى، و بخیلان را به ایثار و سخاوت، و سفیهان را به عقل و درایت، رهنمون و آنان را از جهل و ضلالت، به سوى علم و هدایت رهبرى فرمود.
صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَیْهِ وَ عَلى آلِهِ اَجْمَعینَ.
اینك از میان سخنانِ فراوانِ آن بزرگوار، چهل حدیث برگزیده، به پیروان و شیفتگانِ آن «هادى سُبُل» و «پرچمدار توحید» و «انسان كامل» تقدیم مىگرد

فهرست



طبقه بندی: پیامبر(ص)،